{"type":"rich","version":"1.0","provider_name":"Transistor","provider_url":"https://transistor.fm","author_name":"Khabar Khush  خبر خوش ","title":"انجیل یوحنا فصل ششم ","html":"<iframe width=\"100%\" height=\"180\" frameborder=\"no\" scrolling=\"no\" seamless src=\"https://share.transistor.fm/e/87130fae\"></iframe>","width":"100%","height":180,"duration":832,"description":"غذا دادن به پنج هزار نفر\n(متّی 14‏:13‏-21؛مرقس 6‏:30‏-44؛لوقا 9‏:10‏-17)\n1بعد از این عیسی به طرف دیگر دریای جلیل كه در دریای طبریه است رفت 2و عدّهٔ زیادی، كه معجزات او را در شفا دادن به بیماران دیده بودند، به دنبال او رفتند. 3آنگاه عیسی به بالای كوهی رفت و با شاگردان خود در آنجا نشست. 4روزهای عید فصح یهودیان نزدیک بود. 5وقتی عیسی به اطراف نگاه كرد و عدّهٔ زیادی را دید كه به طرف او می‌آیند، از فیلیپُس پرسید: «از كجا باید نان بخریم تا اینها بخورند؟» 6عیسی این را از روی امتحان به او گفت زیرا خود او می‌دانست چه باید بكند.\n7فیلیپُس پاسخ داد: «دویست سکّهٔ نقره نان هم كافی نیست كه هر یک از آنها کمی بخورد.»\n8یکی از شاگردانش به نام اندریاس كه برادر شمعون پطرس بود، به او گفت: 9«پسر بچّه‌ای در اینجا هست كه پنج نان جو و دو ماهی دارد، ولی آن برای این عدّه چه می‌شود؟»\n10عیسی گفت: «مردم را بنشانید.» در آنجا سبزه بسیار بود، پس مردم كه در حدود پنج هزار مرد بودند، نشستند. 11آنگاه عیسی نانها را برداشت، خدا را شكر كرد و در میان مردم، كه بر روی زمین نشسته بودند تقسیم نمود. ماهیان را نیز همین‌طور هرقدر خواستند تقسیم كرد. 12وقتی همه سیر شدند، به شاگردان گفت: «خورده‌های نان را جمع كنید تا چیزی تلف نشود.» 13پس شاگردان آنها را جمع كردند و دوازده سبد از خورده‌های باقیماندهٔ آن پنج نان جو پُر نمودند.\n14وقتی مردم این معجزهٔ عیسی را دیدند گفتند: «در حقیقت این همان نبی موعود است كه می‌بایست به جهان بیاید.» 15پس چون عیسی متوجّه شد كه آنها می‌خواهند او را بزور برده پادشاه سازند، از آنها جدا شد و تنها به كوهستان رفت.\nراه رفتن بر روی آب\n(متّی 14‏:22‏-33؛مرقس 6‏:45‏-52)\n16در وقت غروب، شاگردان به طرف دریا رفتند 17و سوار قایق شده به آن طرف دریا به سوی كفرناحوم حركت كردند. هوا تاریک شده بود و عیسی هنوز نزد ایشان برنگشته بود. 18باد شدیدی شروع به وزیدن كرد و دریا توفانی شد. 19وقتی در حدود شش کیلومتر جلو رفتند، عیسی را دیدند كه بر روی آب قدم می‌زند و به طرف قایق می‌آید. آنها ترسیدند. 20امّا عیسی به آنها گفت: «من هستم، نترسید.» 21می‌خواستند او را به داخل قایق بیاورند، ولی قایق بزودی به مقصد رسید.\nدر جستجوی عیسی\n22روز بعد مردمی كه در كنارهٔ دیگر دریا ایستاده بودند دیدند كه، به جز همان قایقی كه شاگردان سوار...","thumbnail_url":"https://img.transistorcdn.com/nfIC87no6nJ2ZFdcagl3BgtDYvyLXfdICLtoonHq17k/rs:fill:0:0:1/w:400/h:400/q:60/mb:500000/aHR0cHM6Ly9pbWct/dXBsb2FkLXByb2R1/Y3Rpb24udHJhbnNp/c3Rvci5mbS9zaG93/LzI3MTUxLzE2NjQx/NjgzOTgtYXJ0d29y/ay5qcGc.webp","thumbnail_width":300,"thumbnail_height":300}