Subscribe
Share
Share
Embed
داشآکل» داستانِ تقابلِ نامتوازن فرد با سنتها و عاقبت نافرجامیست که سرسپردگی بیقید به این سنتها به همراه میآورد. توفیقِ کم نظیرِ هدایت در خلقِ داش آکل کموبیش در یک چیز خلاصه میشود: بکارگیری هنرمندانهی عناصرِ کلاسیک داستانگویی، آن هم به شکلی هماهنگ. این هماهنگی بیش از همه در پیرنگِ منسجم داستان متبلور شده است.
در برنامهی پیرنگ نگاهی میاندازیم به نمونههایِ برجستهی داستان کوتاه ایرانی. در خواندن یا بازخوانیِ هر اثر نقش عنصرِ داستانیِ عمدهای را که به اثر تمایز بخشیده، اجمالاً بررسی میکنیم و امیدواریم که در ضمنِ معرفیِ هر داستان، برای شنوندگان نوعی تمرینِ فکری فراهم کنیم که در نتیجهی آن هم درک بهتری از معنای داستان ممکن بشود و هم لذت عمیقتری از فرمِ ادبی آن.