Subscribe
Share
Share
Embed
– پدربزرگی با نوهاش تو کلبهای کنار رودخونه زندگی میکردن یه روز با سبد زغال یه آزمایشی میکنن
– جولیا تازه وارد مدرسه جدیدش شده بود و چون قیافه خیلی زیبایی نداشت از همون اول مورد تمسخر قرار گرفت…
در این سری برنامه ها شما دوستان عزیز پیامهای متفاوتی در زمینههای گوناگون زندگی خواهید شنید این پیامها از طریق داستانهایی که گرچه ممکن است واقعی نباشند ولی همه ما کم و بیش آنها را در زندگی تجربه کردهایم به گوش شما میرسند.